جشنواره خاتم
Khatam Festival

جایگاه میهمان در سیره نبوی

625

جایگاه میهمان در سیره نبوی

منبع: ویکی فقه

میهمان‌ داری و میهمان‌ نوازی از نشانه‌ها و جلوه‌های روحیه فتوت و جوان‌مردی است. میهمان‌ نوازی و پذیرایی از میهمان از خصائص و ویژگی‌هایی است که در سیره رسول ‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بسیار مورد توجه و تأکید قرار گرفته است.

۱ – مقدمه

ضیافت و داشتن دستی باز و سفره‌ای گشوده و عطایی پیوسته و میهمان‌ داری و میهمان‌ نوازی از نشانه‌ها و جلوه‌های روحیه فتوت و جوانمردی است که در آموزه‌های دینی‌مان از آن به عنوان خصلتی شایسته و خویی پسندیده از آن یاد شده است.
نظر به اهمیت والای میهمان و میهمان‌ نوازی در سیره و کلام رسول‌ خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، برآنیم که در حد توان، به بررسی آیین مهمانی و مهمان‌داری از نگاه آن حضرت پرداخته، مهمان‌ دوستی و مهمان‌ نوازی رسول ختمی‌ مرتبت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را بازگو نماییم.

۲ – تفضل خدا در مهمان‌نوازی

رسول ‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) مهمان‌ دوستی و مهمان‌ نوازی را از تفضلات خداوند به بندگان خاصش دانسته، فرمودند کسی جز مؤمن پرهیزگار پذیرایی از میهمان را دوست ندارد و از او پذیرایی نمی‌کند.۱

نقل است روزی رسول‌ خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بر مردی گذر کرد که صاحب گاو و شتر بود و پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را میهمان نکرد؛ اما بر زنی عبور کرد که تنها چند بره داشت، او یکی از بره‌ها را برای رسول‌ خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) سر برید. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به اصحاب فرمودند به این دو نفر بنگرید به راستی که این قبیل خصلت‌‌ها دست خداست هرکس را که بخواهد خوی نیک دهد می‌دهد.۲

۳ – تشویق به میهمان‌پذیری

میهمان‌ نوازی و پذیرایی از میهمان از خصائص و ویژگی‌هایی است که در سیره رسول ‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بسیار مورد توجه و تأکید قرار گرفته است. پیامبرخدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از میهمان، به عنوان راهنمای راه بهشت یاد کرده،۳

او (میهمان) را هدیه ارزشمند الهی معرفی کرده‌اند، ایشان فرمودند: «هرگاه خداوند اراده خیری به قومی‌ بکند به سویش هدیه می‌فرستد» گفتند: «آن هدیه چیست؟» فرمود: «میهمان؛ میهمانی که روزی را نازل می‌کند و گناه اهل خانه را می‌برد»۴و۵و۶

هم از ایشان (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) روایت شده که فرمودند: «مادامی‌ که امتم دوستی خود را بر یکدیگر آشکار کنند و امانت را ادا کنند و از حرام خدا پرهیز کرده و از میهمان پذیرایی کنند و نماز را به پا دارند و زکات دهند خیر و ‌برکت از ایشان گرفته نمی‌شود و اگر جز این باشد به قحطی و خشک سالی مبتلا می‌شوند».۷و۸
ایشان پذیرایی از میهمان را از کفارات گناه مؤمن برشمرده؛۹ بر آن تأکید می‌ورزیدند. نقل است که مردی به رسول‌ خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) عرض کرد: «پدر و مادرم فدایت برنامه‌ زندگی‌ام این است که وضو را به طور کامل انجام می‌دهم، نماز می‌خوانم، زکات مالم را هم به موقع می‌پردازم و از میهمان با آغوش باز و به خاطر خدا پذیرایی می‌کنم.» حضرت فرمود: «آفرین آفرین آفرین بر تو باد جهنم راهی به سوی تو ندارد اگر چنین باشی خداوند تو را از هرگونه بخل پاک ساخته است».۱۰و۱۱
از جمله دلایلی که بعضی از مردم را از پذیرفتن میهمان باز داشته و فرارشان را از پذیرش مهمان باعث شده، ترس از مخارج مهمانی است؛ اما رسول‌ خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) مهمان را موجب خیر و برکت معرفی کردند و ‌فرمودند: «خانه‌ای که در آن اطعام می‌شود خیر و برکت سریعتر از فرو رفتن تیغ در کوهان شتر، به آن می‌رسد».۱۲و۱۳

۴ – نکوهش خانه‌ بی‌میهمان

پیامبرخدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) خانه‌ای را که در آن مهمان داخل نمی‌گردد خوش نداشتند و می‌فرمودند: «در آن خانه‌ای که میهمان وارد نمی‌شود در آن خانه ملائکه هم فرود نمی‌آیند».۱۴و۱۵ ایشان کسانی را که از قبول مهمان شانه خالی می‌کردند مورد سرزنش قرار داده می‌فرمودند: «در کسی که میهمان قبول نمی‌کند خیری نیست».۱۶و۱۷و۱۸
و نیز می‌فرمودند: «بئس القوم لا ینزلون الضیف؛ بد قومی‌اند کسانی که میهمان به خانه نمی‌آورند».۱۹و۲۰

۵ – تشویق به پذیرفتن دعوت مؤمن

پذیرفتن دعوت مسلمانان از سوی برادر مسلمانش از مؤکدات رسول‌ خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به دیگر مسلمانان است که در سیره و گفتار آن حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، به شدت مورد توجه و تأکید قرار گرفته بود؛ ایشان خطاب به تمامی‌ مسلمانان فرمودند: «به حاضر و غائب امت خود سفارش می‌کنم که دعوت مسلمان را اگرچه به فاصله پنج میل هم باشد بپذیرند که این عمل از دیانت است».۲۱و۲۲و۲۳
ایشان نپذیرفتن دعوت مؤمنان را به دور از ادب معرفی کرده۲۴و۲۵

 می‌فرمودند: «اگر مؤمنی مرا به خوردن پاچه گوسفندی دعوت کند می‌پذیرم و این جزو دین است».۲۶و۲۷
البته نکته قابل تذکر در این‌جا این است که حضرت از نپذیرفتن دعوت مؤمن کراهت داشتند و گرنه به فرموده خود ایشان، مسلمانان از پذیرش دعوت منافقین و فاسقین بر حذر داشته شدند چنان که حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به ابوذر توصیه فرموده بودند که «لا تاکل طعام الفاسقین».۲۸و۲۹

۶ – میهمانی به خاطر خدا

اما آن‌چه که نباید در مهمانی رفتن‌ها و مهمانی‌دادن‌ها از آن غافل بود این است که مهمانی باید تنها به خاطر خدا و در جهت تکریم و بزرگداشت برادر مؤمن انجام گیرد نه بخاطر ریا و طمع‌ورزی و یا چیزهایی امثال این. از این‌رو رسول‌ خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در توصیه‌های خود به ابوذر فرمودند که: «ای ابوذر به کسی که او را به خاطر خدا دوست داری از غذای خود بخوران و از غذای کسی که به خاطر خدا تو را دوست دارد بخور۳۰و۳۱و۳۲

۷ – آداب میهمان‌ نوازی

تکریم و احترام به میهمان اساس ادب در ضیافت‌هاست. روایات بسیاری از رسول‌ خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در باب تکریم و تعظیم شأن میهمان وارد شده است روایاتی که در آن به مکرر فرموده بودند که «هرکه به خدا و روز قیامت ایمان دارد باید میهمانش را گرامی‌ بدارد».۳۳و۳۴و۳۵

از مصادیق و جلوه‌های تکریم میهمان غذا خوردن همراه میهمان است از این‌ رو رسول‌ خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) می‌فرمودند: «هر کس دوست دارد که خدا و رسولش او را دوست بدارند پس با مهمانش غذا بخورد».۳۶

هم‌چنین می‌فرمودند: «هر کس غذای خود را با میهمانش بخورد میان او و پروردگارش هیچ پرده‌ای (حجابی) نباشد».۳۷

 ایشان میزبان را از روزه گرفتن مستحبی نهی‌ کردند چرا که این کار ممکن است باعث ‌شود که میهمان در رو در بایستی گیر کند و زودتر دست از غذا بکشد.۳۸و۳۹

هم‌چنین رسول‌ خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) میزبان را از اموری که موجبات به زحمت افتادن میهمان را فراهم می‌آورد باز داشته۴۰  ‌فرمودند: «میهمان را به زحمت و سختی نیندازید تا این‌که او را عصبانی کنید پس اگر او را عصبانی کنید به تحقیق که خدا را عصبانی کرده‌اید و کسی که خدا را عصبانی کند خدا بر او خشم می‌گیرد».۴۱
به خدمت گرفتن میهمان نیز از دیگر اموری است که از سوی رسول ‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به شدت از آن نهی شده است؛ ایشان به خدمت گرفتن میهمان را از سبکی عقل انسان برشمرده، از آن نهی کردند.۴۲و۴۳

تهیه خلال دندان میهمان بعنوان یکی از حقوق میهمان بر میزبان از دیگر نکات جالب توجه در مهمانی‌هاست که رسول ‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بدان اشاره فرموده‌اند.۴۴و۴۵
حضرت بدرقه میهمان را نیز از جمله حقوق مهمان بر میزبان ذکر کردند و فرمودند: «از جمله حقوق میهمان این است که تا درب منزل بدرقه‌اش کنی».۴۶،۴۷،۴۸

۸ – آداب میهمانی

ضیافت و میهمانی دو طرفه است یک طرف میهمان می‌شود و طرف دیگر میزبان. میهمان نیز در قبال میزبان دارای وظایفی است که پسندیده است آن را به بهترین وجهی به انجام برساند. از اموری که شایسته یک مهمانی نیست این است که میهمان روزه بگیرد رسول‌ خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) میهمانان را از گرفتن روزه [مستحبی] مگر با اجازه میزبان برحذر داشته آن را موجب هدر رفت زحمات صاحب‌ خانه و فساد تدارک مهمانی‌اش دانستند.۴۹و۵۰

نقل است ایشان (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به خانه یکی از یاران خویش رفتند هنگامی‌که سفره غذا را‌ انداختند یکی از حاضران از خوردن غذا امتناع ورزید و گفت: «من روزه‌ام» پیامبرخدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به او فرمودند: «برادر مسلمان تو، برای پذیرایی از تو زحمت کشیده است و تو می‌گویی روزه هستی؟ روزه‌ات را [که مستحبی است] افطار کن و به جای آن روز دیگری روزه بگیر».۵۱و۵۲

از دیگر مواردی که رسول‌ خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) میهمانان را از آن بر حذر می‌داشتند همراه بردن فرزندان خود در مهمانی‌هایی است که در آن از این کودکان دعوت به عمل نیامده است. رسول‌ خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) ‌فرمودند: «هر گاه به مهمانی‌ای دعوت شدید فرزندان خود را [که دعوت نشده‌اند] به همراه نبرید که این کاری حرام و عملی غاصبانه است».۵۳و۵۴

۹ – حد میهمانی

پیامبراکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) میهمانی را سه روز دانستند و فرمودند: «الضیافه اول یوم و الثانی و الثالث و ما بعد ذلک فانها صدقه تصدق بها علیه»؛ مهمانی سه روز است و افزون بر آن حق نیست بلکه صدقه‌ای است که صاحب خانه می‌پردازد.۵۵و۵۶

در روایتی از رسول ‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) آمده که «برای هیچ مسلمانی روا نیست که در نزد برادرش تا زمانی بماند که او را به گناه بیندازد» گفتند: «چگونه او را به گناه می‌اندازد» فرمودند: «آن قدر در خانه میزبان بماند که او دیگر چیزی نداشته باشد که برای میهمان خود انفاق نماید».

 

۱۰ – تکلف در مهمانی

از سفارشات اکید رسول‌ خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) تکلف نورزیدن میهمان و میزبان است. در سیره نبوی با وجود تمام اهمیتی که میهمان از آن برخوردار است پذیرایی پر تکلف و پر زرق و برق نه تنها کار خوبی نیست بلکه رسماً از آن نهی هم شده است. در سیره آن بزرگوار میزبان تا آن‌جا که به تکلف نینجامد موظف به تأمین وسایل آسایش و راحتی میهمان است نه بیشتر.۵۷و۵۸
چنان که از سلمان فارسی که درس آموخته مکتب نبوی (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) است نقل شده که «ان لا نتکلف للضیف ما لیس عندنا و ان تقدم الیه ما حضرنا»؛۵۹و۶۰
بر میهمان نیز شایسته است که تکلف نورزد و با رویی گشاده پذیرایی هر چند مختصر میزبانش را بپذیرد. از رسول‌ خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نقل شده که فرمود: «از بزرگواری مرد آن است که آن‌چه برادرش نزد او می‌گذارد قبول کند و به چیزی تکلف نورزد».۶۱
هم‌چنین نقل است که پیامبرخدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود: «مرد میزبان را همین گناه بس که غذایی را که پیش برادران خود می‌گذارد کم شمارد و میهمانان را نیز همین گناه بس که آن‌چه را برادرشان در برابرشان می‌گذارند کم بشمارند».۶۲و۶۳
در روایتی آمده است که پیامبرخدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در یکی از سفرها مشغول خواندن نماز بود که عده‌ای سواره آمدند و حال پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را از یاران آن حضرت پرسیدند و آن حضرت را ستایش کردند و گفتند: «اگر عجله نداشتیم منتظر آن حضرت می‌ماندیم سلام ما را به او برسانید» آن‌ها این سخنان را گفتند و رفتند. هنگامی‌که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از خواندن نماز فارغ شدند غضبناک شدند و فرمودند: «عده‌ای نزد شما می‌آیند و حال مرا می‌پرسند و سلام می‌فرستند اما شما آن‌ها را دعوت نمی‌کنید که پایین بیایند و چیزی بخورند و از آن‌ها پذیرایی نمی‌کنید…»۶۴و۶۵

۱۱ – مهمان‌ نوازی در سیره نبوی

عادت حضرت بر این بود که با خانواده و خادمین خانه‌اش غذا می‌خورد اما با آمدن میهمان غذایش را با میهمان تناول می‌کردند.۶۶

برایشان دوست داشتنی‌ترین غذا، غذایی بود که با مهمان و به همراه او می‌خوردند.۶۷
نقل است که هرگاه میهمان برای حضرت می‌رسید و با میهمان غذا می‌خورد دست به سفره دراز نمی‌کرد تا این‌که میهمان اول شروع به خوردن می‌کرد و دست از غذا نمی‌کشید تا میهمان دست از غذا بکشد (تا میهمان خجالت نکشد)۶۹و۷۰

اگر هم در میان جمعی غذا می‌خورد اول از همه شروع می‌کرد و آخر از همه، از غذا دست می‌کشید تا این‌که همه، غذا را می‌خوردند.۷۱
نقل است که رسول ‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) با فروتنی تمام و بی‌ هیچ تکلفی دعوت همگان را می‌پذیرفت. ایشان بارها دعوت‌هایی را ‌پذیرفته بودند که میزبانانش بندگانی بودند که گاه غذای سفره‌شان در نانی جوین و دنبه‌ای بوناک شده خلاصه می‌شد؛۷۲.۷۳

اما ایشان با رویی گشاده در این مهمانی‌ها شرکت می‌کردند و می‌فرمودند: «اگر مرا به خوردن استخوان شانه و سردستی هم دعوت کنند پذیرا خواهم بود».۷۴و۷۵
در سیره حضرتش تکلف جایی نداشت می‌فرمود: «لا احب المتکلفین».۷۶و۷۷

 

۱۲ – میهمانی رفتن با اجازه میزبان

روایت شده گروهی از ساکنین مدینه پیامبرخدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را همراه با پنج نفر از اصحاب آن حضرت به میهمانی و غذایی که تهیه دیده بودند دعوت کردند پیامبرخدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) دعوت آن‌ها را اجابت کرد و راهی میهمانی شدند در بین راه به شخص ششمی‌که او نیز از اصحاب پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بود، برخورد کردند آن شخص نیز به همراه رسول‌ خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به راه افتاد تا این‌که به نزدیکی خانه رسیدند؛ در این هنگام رسول‌ خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به این شخص گفتند: «این گروه شما را دعوت نکردند این‌جا بمان تا ما شما را به آن‌ها یاد آوری کنیم و اجازه بگیریم».۷۸و۷۹

۱۳ – پاداش دادن به میزبان

از جابر بن عبدالله انصاری نقل شده که می‌گفت ابوال هیثم انصاری غذایی تهیه کرد و پیامبرخدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و یاران آن حضرت را به خوردن آن دعوت کرد. هنگامی‌که یاران پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از خوردن غذا فارغ شدند رسول‌ خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به آن‌ها فرمود: «به برادر میزبان خود پاداش و ثواب برسانید» آن‌ها عرض کردند: «چگونه به او ثواب برسانیم» فرمودند: «هنگامی‌که میهمان وارد خانه میزبان می‌شود و غذایش را خورده و نوشیدنی‌هایش را بنوشد برای او دعای خیر بکند همین دعای خیر باعث پاداش برای میزبان خواهد بود».۸۰
رسول‌ خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از خوردن غذای میهمانی‌ای که مخصوص توان‌گران باشد و مستمندان دعوت نشده باشند نهی فرموده است.۸۱.۸۲

ایشان پذیرفتن دعوت کسی که ثروتمندان در آن میهمان هستند و نیازمندان حضور ندارند کراهت داشتند.

۱۴ – پانویس

  ۱. عاملی، شیخ حر، وسائل الشیعه، تحقیق عبد الرحیم ربانی شیرازی، ج۲۴، ص۲۷۹، بیروت، دار التراث العربی
  ۲. کاشانی، ملا محسن، المحجه البیضاء فی تهذیب الاحیاء، تحقیق علی اکبر غفاری، ج۳، ص۳۲، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم
  ۳. شعیری، تاج الدین، جامع الاخبار، ج۱، ص۱۳۶، قم، انتشارات رضی، ۱۳۶۳ش
  ۴. متقی هندی، علی، کنزل العمال فی سنن الاقوال و الافعال، تحقیق شیخ بکری حیانی، تصحیح شیخ صفوه السقا، ج۹، ص۲۶۷، بیروت، مؤسسه الرساله، ۱۹۸۹
  ۵. ابن ابی فراس، ورام، مجموعه ورام، ج۱، ص۶.، قم، مکتبهالفقیه
  ۶. شعیری، تاج الدین، جامع الاخبار، ص۱۳۶
  ۷. عاملی، شیخ حر، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۲۵۴
  ۸. شعیری، تاج الدین، جامع الاخبار، ص۱۳۶
  ۹. کاشانی، ملا محسن، المحجه البیضاء، ج۳، ص۳۲
  ۱۰. حمیری قمی، عبدالله بن جعفر، قرب الاسناد، ص۷۵، تهران، انتشارات کتابخانه نینوا
  ۱۱. عاملی، شیخ حر، وسائل الشیعه، ج۲۴، ص۲۸۰
  ۱۲. کلینی، ابو جعفر محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۴، ص۵۱، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش
  ۱۳. تمیمی، نعمان بن محمد، دعائم الاسلام، ج۲، ص۱۰۶، مصر، دارالمعارف، ۱۳۸۵
  ۱۴. شعیری، تاج الدین، جامع الاخبار، ص۱۳۶
  ۱۵. محدث نوری، حسین، المستدرک الوسائل، ج۱۶، ص۲۵۸، قم، آل البیت، ۱۴۰۸
  ۱۶. نوری، حسین، المستدرک الوسائل، ص۲۵۸
  ۱۷. شعیری، تاج الدین، جامع الاخبار، ص۱۳۶
  ۱۸. کاشانی، ملا محسن، المحجه البیضاء، ج۳، ص۳۲
  ۱۹. علی بن حسام، علاءالدین، کنزل العمال، ج۹، ص۲۴۴
  ۲۰. شیبانی، محمد بن حسن، الجامع الصغیر، ج۱، ص۴۹۱، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۸۱
  ۲۱. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۶، ص۲۷۶
  ۲۲. عسقلانی، ابن حجر، التهذیب، ج۹، ص۹۴، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵
  ۲۳. کاشانی، ملا محسن، المحجه البیضاء، ص۶۰
  ۲۴. حمیری، عبدالله بن جعفر، قرب الاسناد، ص۷۴
  ۲۵. عاملی، شیخ حر، وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۱۴۵
  ۲۶. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۶، ص۲۷۴
  ۲۷. خالد برقی، احمد بن محمد، المحاسن، ج۲، ص۴۱۱، قم، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۱ق
  ۲۸. طوسی، ابی جعفر محمد بن علی، امالی، ص۵۳۵، قم، انتشارات دارالثقافه، ۱۴۱۴
  ۲۹. طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، ص۴۶۵، قم، ۱۴۱۲
  ۳۰. طوسی، ابی جعفر محمد بن علی، امالی، ص۵۳۵
  ۳۱. دیلمی، حسن بن ابی‌ الحسن، اعلام الدین، ص۱۹۸، قم، مؤسسه آل البیت (علیه‌السّلام)، ۱۴۰۸
  ۳۲. طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، ص۴۶۵
  ۳۳. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۲، ص۶۶۷
  ۳۴. شعیری، محمد، جامع الاخبار، ص۱۳۶
  ۳۵. حنبل، احمد بن محمد، مسند، ج۲۶، ص۲۹۵، بیروت، دار صادر
  ۳۶. ورام، مسعود بن عیسی، مجموعه ورام، ج۲، ص۱۱۵
  ۳۷. ورام، مسعود بن عیسی، مجموعه ورام، ج۲، ص۱۱۵
  ۳۸. شیخ صدوق، أبی جعفر محمد بن علی ابن الحسین، علل الشرایع، ج۲، ص۳۸۴، قم، انتشارات مکتبه الداوری
  ۳۹. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۴، ص۱۵۲
  ۴۰. کاشانی، ملامحسن، المحجه البیضاء، ص۳۱
  ۴۱. کاشانی، ملامحسن، المحجه البیضاء، ص۳۱-۳۲
  ۴۲. شیبانی، محمد بن حسن، الجامع الصغیر، ج۲، ص۵۰
  ۴۳. علی بن حسام، علاءالدین، کنزل العمال، ج۹، ص۲۴۸
  ۴۴. شیخ صدوق، أبی جعفر محمد بن علی ابن الحسین، من لا یحضره الفقیه، قم، جامعه مدرسین، ج۳، ص۳۵۷
  ۴۵. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۶، ص۲۸۵
  ۴۶. صدوق، أبی جعفر محمد بن علی ابن الحسین، عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۶۹، قم، انتشارات جهان، ۱۳۷۸
  ۴۷. قضاعی، محمد بن سلامه، مسند شهاب، تحقیق حمدی عبدالحمید السلفی، ج۲، ص۱۸۴، بیروت، مؤسسه الرساله، چاپ اول
  ۴۸. قزوینی، محمد بن یزید، سنن ابن ماجه، تحقیق محمد فؤاد عبدالباقی، ج۲، ص۱۱۱۴، دار الفکر
  ۴۹. شیخ صدوق، ابی جعفر محمد بن علی ابن الحسین، علل الشرایع، ج۲، ص۳۸۴
  ۵۰. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۴، ص۱۵۱
  ۵۱. کاشانی، ملا محسن، المحجه البیضاء، ص۳۵-۳۶
  ۵۲. نجفی، محمد حسین، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، تصحیح شیخ عباس قوچانی، ج۲۹، ص۵۰، بیروت، دار احیاء التراث العربی
  ۵۳. خالد برقی، احمد بن محمد، المحاسن، ج۲، ص۴۱۱
  ۵۴. راوندی، قطب الدین، الدعوات، ص۱۴۲، قم، مدرسه امام مهدی (عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف)، ۱۴۰۷
  ۵۵. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۶، ص۲۸۳
  ۵۶. شیخ صدوق، ابی جعفر محمد بن علی ابن الحسین، الخصال، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۰۳، ص۱۴۸
  ۵۷. علی بن حسام، علاءالدین، کنزل العمال، ج۹، ص۲۴۸
  ۵۸. شیبانی، محمد بن حسن، الجامع الصغیر، ج۲، ص۷۵۴
  ۵۹. طبرانی، سلیمان بن احمد، معجم الکبری، تحقیق حمدی عبدالحمید السلفی، ج۶، ص۲۳۵، دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم
  ۶۰. نیشابوری، ابو عبدالله، مستدرک، تحقیق یوسف عبدالرحمان المرعشی، ج۴، ص۱۲۳
  ۶۱. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول‌ کافی، ج۵، ص۱۴۳
  ۶۲. عاملی، شیخ حر، وسائل الشیعه، ج۲۴، ص۲۷۶
  ۶۳. خالد البرقی، أحمد بن محمد بن، المحاسن، ج۲، ص۴۱۴
  ۶۴. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۶، ص۲۷۵
  ۶۵. أصحابه خالد البرقی، أحمد بن محمد بن، المحاسن، ج۲، ص۲۱۱
  ۶۶. طبرسی، رضی الدین، مکارم الاخلاق، ص۲۷
  ۶۷. محدث نوری، حسین، المستدرک الوسائل، ج۱۶، ص۲۳۱
  ۶۸. طبرسی، رضی الدین، مکارم الاخلاق، ص۲۶
  ۶۹. عاملی، شیخ حر، وسائل الشیعه، ج۲۴، ص۳۲۰
  ۷۰. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۶، ص۲۸۶
  ۷۱. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۶، ص۲۸۵
  ۷۲. طبرسی، رضی الدین، مکارم الاخلاق، ص۱۵
  ۷۳. ترمذی، ابو عیسی، الشمائل المحمدیه، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ص۱۹۰
  ۷۴. ابن سعد، الطبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، ج۱، ص۲۷۹، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰
  ۷۵. حنبل، احمد بن، مسند حنبل، ج۵، ص۱۴۷
  ۷۶. خالد برقی، احمد بن محمد بن، المحاسن، ج۲، ص۴۱۵
  ۷۷. مغربی، قاضی نعمان، دعائم الاسلام، ج۲، ص۳۲۶
  ۷۸. طبرسی، رضی الدین، مکارم الاخلاق، ص۲۲
  ۷۹. محدث نوری، حسین، المستدرک الوسائل، ج۱۶، ص۲۰۷
  ۸۰. جزری، ابن اثیر، جامع الاصول من احادیث الرسول (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، تحقیق محمد حامد الفقی، بیروت، دار التراث العربی، ج۵، ص۱۰۱، چاپ چهارم، ۱۹۸۴
  ۸۱. راوندی، قطب الدین، الدعوات، ص۱۴۱
  ۸۲. کاشانی، ملا محسن، المحجه البیضاء، ص۳۷

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.