جشنواره خاتم
Khatam Festival

یادداشت میرشمس الدین فلاح هاشمی

375

جای خالی مهر در رمان فارسی

میرشمس الدین فلاح هاشمی

انسان ها همواره نیاز دارند تا بدانند و بیاموزند. این دانستن و آموختن که در نهایت ره به سوی معرفت الهی و صلاح کار ابنای بشر است، آنچنان در جان و تن آدمی آتش افکنده بود که انسان جویای حقیقت از اشارات صوری دست برداشت و خط اختراع شد. بعد از اختراع خط و کتابت، آنکه می آموخت و جانش برمی فروخت، تکریمش می داشتند و احترامش می کردند. (گرچه امروزه تعدیل یافت لیک هنوز مورد اعتنایند!)

حال سالهاست علمای دین و اخلاق برای برون رفت رذایل اخلاقی ملل، دست به دامان قصه و داستان و کلا هنر  شده اند. قصه هایی که روزگاری خود دست به دامان اساطیر شده بودند و اکنون باورپذیرتر می بایست باشند و ملموس تر نه دور از ذهن و غیر باور.

اکنون بعد از قریب دو قرن پر تلاطم که از خلق رمان های شاهکار دنیا می گذرد (شکوه رمان های بزرگ در قرن نوزدهم بوده است با نویسندگانی چون تولستوی، داستایوفسکی، ویکتورهوگو، چارلز دیکنز و دیگران) همگان به تاثیرگذاری این هنر بزرگ ایمان آورده اند. وقتی داستانِ بخشیدن یک شمعدان نقره ای توسط کشیش مشهور رمان بینوایان به ژال والژان که یکی از شمعدانی ها را قبلا دزدیده بود خواندند چقدر احساس رقت و لطافت داده شد به خواننده و حس روحانی متن را دریافت همو و چقدر آن کشیش عزیز شد تا همیشه! تا جایی که گفته شد خدمتی که آن کشیش به مسیحیت کرد کسی نکرده است.

قصه و داستان آنچنان اهمیت دارد که قرآن؛ این معجزه الهی، از این هنر برای گفتن داستان انبیا و داستان مردمانی که می بایست عبرت گرفت و پند گرفت از سرگذشت آنان، بارها بکار گرفته است. این کتاب مقدس در اهمیت آنچه روایت می کند می گوید ” الله نزّل احسن الحدیث” (زمر / ۲۳) خداوند متعال خود برای تاثیرگذاری بهتر، مطالب را به صورت قصه هایی که البته برگرفته از واقعیت اند بیان می کند.

خالق قرآن برای هدایت بشر در چند مرتبه از شیوه روایی و قصه گویی استفاده کرده است. وقتی بهترین قصه ها را برای بشر ذکر می کند می فرماید: “نحن نقصّ علیک احسن القصص” (یوسف / ۳)

پیامبر عظیم الشان اسلام صلی الله علیه و آله که اسوه اخلاق اند و به صفت مکارم الاخلاق متّصف، چقدر سهم داشته اند در داستان ها و رمان های نه تنها ما ایرانیان مسلمان بلکه کل بلاد اسلام؟ در دنیایی که رذایل اخلاقی به طور کم سابقه ای نسل بشر را تهدید می کند. وقتی در مجامع مسیحی نگاه می کنیم می بینیم کمتر رمان مشهوری است که از مسیحیت سخن نگفته باشد. به طور مثال در کمتر اثر فیودور داستایفسکی است که حضرت مسیح و دین مسیحیت به تفصیل و روشن و هنرمندانه نیامده باشد.

به جرات می توان ادعا کرد که ادبیات کلاسیک زبان فارسی روسفید است در این موضوع و در این موضع. چه بسیار اشعار والایی از شاعران بزرگ فارسی که مملو از نام و یاد و عظمت شخصیت حضرت رسول صلوات الله علیه است. اما داستان و رمان (نثر داستانی) متاسفانه در این میانه کمیتش عجیب لنگ می زند! (اگر در این دو سه ساله اخیر همّت دفتر نشر فرهنگ اسلامی نبود چه تعداد آثار قابل اعتنا نوشته شده بود؟ چه کمی و چه کیفی که البته هنوز در آغاز راه است و ناتمام)

به نظر می آید برای تولید رمان های فاخر و ارزنده در حوزه معرفی پیامبر اسلام صلوات الله علیه و آله عزمی جزم تر و همتی بیشتر و حمایتی درخورتر لازم است. آثاری که هم به لحاظ اسلوب داستانی و هم نوع پرداخت قابلیت ارائه جهانی داشته باشند.

پنجم اردیبهشت ماه نود و هشت

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.